close
تبلیغات در اینترنت
انشا درباره امتحان

ژیگول - برترین مجله تفریحی ایرانی

انشا درباره امتحان

انشا,انشا درباره شب امتحان,انشا امتحان,انشا امتحانات,انشا امتحان خرداد,ژیگول,

با سلام خدمت همه کاربران وبسایت انشا در این ایام نزدیک امتحانات وبسایت انشا نظر به جمع آوردی و منشتر کردن انشا های مربوط به این دوران حساس…

صفحه نخست
تماس با مدیریت
انجمن صالحین
ساخت کد QR
رنگ های فلت
سفارش ترجمه
تمام ابزار ها
نام کاربری :
پسورد :
تکرار پسورد :
ایمیل :
نام مستعار :
کد امنیتی : کد امنیتیبارگزاری مجدد

انشا درباره امتحان

دیدگاه

با سلام خدمت همه کاربران وبسایت انشا در این ایام نزدیک امتحانات وبسایت انشا نظر به جمع آوردی و منشتر کردن انشا های مربوط به این دوران حساس کرده است که امیدواریم لذت ببرید.

سر کلاس بودم .ناظم ورق هایی آورد.در لحظه ی اول فکر کردم رضایت نامه ی اردویی خوب است ولی وقتی ورق به دستم رسید خیلی ناراحت شدم ،چون ... چون این ورق ها نه تنها مربوط به اردو نیست بلکه برنامه ی امتحان ماهانه است.از ته دل نه بلندی گفتم ،طوری که ناظم از در بیرون نرفته برگشت وتذکری جدی به من داد.چند ساعت بعد به خانه رسیدم وبرنامه را نگاه کردم تاببینم اولین امتحان چه امتحانی است؟

محکم بر سر خود زدم اولین امتحان فردا بود آن هم چه امتحانی !؟تاریخ ومدنی!

[فکر نکنم سپهر از هیچ درسی به این اندازه بدش بیاید.]

با خود می گویم:" زود بجنب زمان بر خلاف توست."رفتم پشت میز نشستم وسعی کردم تکلیف شبم را با  تمام سرعت بنویسم.بدبختانه آن روز تکالیف زیاد بود ودوساعت تمام را پای تکالیف گذراندم.بعد رفتم که چند تا سوال تستی را جواب دهم چهل تا را در سی دقیقه زدم.ساعت پنج  بعد از ظهر بود وتازه رفتم که تاریخ ومدنی را بخوانم .بعد از سه ساعت درس خواندن از خانه بیرون رفتم تا قدمی بزنم ،ساعت هشت بود ،به پارک نزدیک خانه مان رفتم.باد طوری می وزید که انگار می گفت:" بچه برو خانه ودرست رابخوان ! فردا امتحان داری "و صدای بلند کلاغ ها با صدای باد همراهی می کردو اضطراب من را چندین برابر می کرد .در راه برگشتن به خانه سوال ها و پاسخ ها را مرور می کردم.وقتی به خانه رسیدم ساعت نه بود .شام سبکی خوردم وبا خودم گفتم که  این قدر اضطراب نداشته باش وخوابیدم.صبح روز بعد...

به نام خدااا! موضوع انشاااا : فصل امتحانااااات! من در اول نوشتن اين انشا نتوانستم چيزي بنويسم چون اسم امتحانات که مي آيد آدم اسم خودش را هم فراموش مي کند و شکمش يک طورهايي مي شود مانند اين است که در شکم آدم يک لباسشويي کار گذاشته اند که يک بار به طرف راست مي چرخد و يک بار نيز به طرف چپ! به همين دليل انتهاي خودکار خودم را در دهانم کردم تا بتوانم بر خودم مسلط باشم و چيزي بنويسم! اما چون هرچه تلاش کردم نتيجه اي بجز شکستن و تفي شدن ته خودکارم نداشت باز هم نتوانستم چيزي بنويسم ، مجبور شدم براي رهايي از دلشوره ، مقدار اندکي تمر مخصوص بخورم که از  مخلوط کردن تمر با کمي قره قوروت و افزودني هاي مجاز ديگر _که نام آن ها محرمانه است به دست مي آيد . بر خلاف تصورات بزرگ تر ها که فکر مي کنند تمر و مواد ترش باعث پايين آمدن فشار و سطح هوشياري انسان(که نمي دانم چيست و فقط از اخبار علمي اسم آن را شنيده ام) مي شود بايد بگويم بر اساس تجربيات ما دانش آموزان اين ماده ي موثر باعث افزايش هوشياري و اعتماد به نفس مي شود! بعد از آنکه تمر مخصوص خودم را خوردم شروع به نوشتن کردم. بايد بگويم که در فصل امتحانات انسان مي تواند حاصل زحمات خود را بگيرد ، بابايم مي گويد که دانش آموزان در اين فصل هر چه با زحمت کاشته اند را درو مي  کنند اما من هر چه فکر کردم يادم نيامد که آيا چيزي بوسيله ي زحمت خودم کاشته ام يا نه اما وقتي خوب فکر کردم يادم آمد که در هفته ي درخت کاري يک درخت کاشته ام ولي نمي دانم که بايد در فصل امتحانات چگونه آنرا درو کنم! البته حدس مي زنم چون در اين فصل امتحان دارم مادرم نگذارد که به درو بروم و پدرم خودش کار درو را به جاي من انجام بدهد. در مورد روش امتحان گرفتن بايد اين را بگويم که به نظر من اين روش مراقبت و سخت گيري اصلا راه خوبي نيست و با توجه به اينکه مي دانيم مدرسه رفتن براي افزايش دانش است پس چه اشکالي دارد وقتي ما يک سوال را در درس علوم فراموش کرده ايم از روي دست بغل دستيمان بنويسم و بقيه ي آنرا يادمان بيايد؟ به نظر من خيلي بد است که مي گويند تقلب بد است و اصلا اين اسم تقلب خيلي کلمه ي بدي است که براي اشاره به يک عمل ساده و مفيد از آن استفاده مي کنند. من به اين نتيجه رسيده ام که آقا معلم هايي که دانش آموزانشان آن ها را اذيت کرده اند دور هم جمع شده اند و تقلب را اختراع کرده اند و گفته اند بد است ، فقط به اين خاطر که بتوانند حال دانش آموزاني که آنها را اذيت کرده اند به اين بهانه بگيرند . اما ما که گناهي نکرده ايم که اين حق مسلم تقسيم علم را از ما گرفته اند. اين کار نتنها بد نيست بلکه باعث سلامتي ما و پيشگيري از انواع سرطان ها در بزرگسالي مي شود! از آن جا که من مدتي است به اخبار علمي علاقه مند شده ام اين مطلب را از آن جا فهميده ام! زيرا وقتي انسان مي داند که مي تواند در امتحان خودش از دوستش کمک بگيرد ديگر نگراني و اضطراب ندارد و همانطوري که آقاي اخبار گو گفته است نگراني باعث ايجاد سرطان مي شود! علاوه بر اين تقلب خودش نوعي هنر است و هر کس بتواند روش هاي جديد تري پيدا کند هوش بيشتري داشته است! من فکر مي کنم فقط انسان هاي ترسو مانند قلي و بچه مثبت ها _که با ديدنشان حال آدم يک طور هايي مي شود_ تقلب نمي کنند! تقلب کردن باعث نشاط و هيجان در زندگي نيز مي شود! وقتي آقاي مراقب بالاي سر ما مي آيد و برگه ي تقلب در زير دستمان است ، هر لحظه امکان دارد برگه ي ما را بردارد تا ببيند اسممان را نوشته ايم يا نه و به همان نسبت در وجود ما ايجاد هيجان مي شود! انجام اين کار نشان شجاعت نيز هست و اگر آقا معلم ما را در هنگام تقلب ببيند و با انصاف باشد بايد فقط به شجاعت ما بيست بدهد و اگر هم نبيند که معلوم مي شود ما دانش آموز زبر و زرنگي هستيم! به هر حال امتحان بدون تقلب خيلي بي مزه و کسل کننده است و معناي واقعي خودش را از دست مي دهد! همين بچه مثبت ها با اينکه تقلب نمي کنند يک راه ديگر براي نمره گرفتن بلد هستند و آن چاپلوسي کردن براي آقا معلم است و من چون اين کار را اصلا بلد نيستم !! مجبور مي شوم از راه اول که مزاياي بيشتري هم دارد استفاده کنم! البته هميشه تقلب براي نمره گرفتن نيست بلکه بعضي وقت ها به يک حرکت دوستانه و مرامي تبديل مي شود و آن وقتي است که بعد از حل کردن همه ي سوال ها وقت اضافه مي آوريم و به دوستمان جواب سوال ها را حتي به زور مي گوييم! فصل امتحانات يک خوبي هم دارد و آن اين است که بعد از امتحان به خانه مي آييم و در راه خانه مي توانيم وقت بيشتري را به خريدن تمر و لواشک اختصاص بدهيم و در پارک آن را بخوريم که خيلي مي چسبد. در ضمن در اين فصل ذرت بلالي ها هم در پارک کار مي کنند که اگر بتوانيم يک بلال هم بخوريم ديگر کيف ما کامل مي شود و با روحيه ي بسيار بالايي مي توانيم خود را براي امتحان بعدي آماده کنيم. در پايان آقا معلم مي داند ما دانش آموز خوبي هستيم و تا آقا معلم اجازه ندهد تقلب نمي کنيم!!! 


مطالب مرتبط با پست جاری

نظرات

ارسال نظر با قابلیت نمایش فقط برای نویسنده
:):(;):D;)):X:?:P:*=((:O@};-:B/:):S
کد امنیتی