close
تبلیغات در اینترنت
انشا درباره کشتی

ژیگول - برترین مجله تفریحی ایرانی

انشا درباره کشتی

ژیگول,انشا,انشا کشتی,داستان کشتی,داستان کوتاه,انشا کشتی شکسته,

داستان درباره کشتی شکسته سـرانجام پس از ماهها انتظار ناامیـد شد و تصمیم گرفت که کلبـه ای کوچک در کنـار ساحـل بسازد تا بتواند از خود و وسایل…

صفحه نخست
تماس با مدیریت
انجمن صالحین
ساخت کد QR
رنگ های فلت
سفارش ترجمه
تمام ابزار ها
نام کاربری :
پسورد :
تکرار پسورد :
ایمیل :
نام مستعار :
کد امنیتی : کد امنیتیبارگزاری مجدد

انشا درباره کشتی

دیدگاه

داستان درباره کشتی شکسته

سـرانجام پس از ماهها انتظار ناامیـد شد و تصمیم گرفت که کلبـه ای کوچک در کنـار ساحـل بسازد تا بتواند از خود و وسایل انـدکش بهتـر محافظت نمایـد.

روزی پس از آنکه از جستجوی غـذا بازگشت، خانه کوچکش را به خاطر بی احتیاطی خودش در پختن غذا  در کام آتش یافت ، تمام دارایی اش دود شـد و به آسمان رفت ، بدترین چیـز ممکن رخ داده بـود...

او عصبانی و اندوهگین فریـاد زد: «خـدایـا چگونـه تـوانستی بـا مـن چنیـن کنی؟» و آن قدر کنار درختی در ساحل گریه کرد تا به خواب رفت .

چند ساعت بعد او بـا صدای یک کشتی که به جزیـره نزدیک می‌شـد از خواب برخاست، آن کشتی می‌آمد تـا او را نجات دهـد...!

مـرد از نجات دهنـدگانش پرسیـد: «چه طـور متوجه شدیـد که مـن اینجـا هستم؟»

آنها در جواب گفتنـد: «مـا علامت دودی را که فرستادی، دیدیـم...

 

آسان می‌توان دلسرد شد هنگامی که به نظر می‌رسد کارها به خوبی پیش نمی‌روند، اما نباید امیدمان را از دست دهیم زیرا خدا همیشه در زندگی ما حضور دارد حتی در میان درد و رنج ما...!

مطالب مرتبط با پست جاری

نظرات

ارسال نظر با قابلیت نمایش فقط برای نویسنده
:):(;):D;)):X:?:P:*=((:O@};-:B/:):S
کد امنیتی