close
تبلیغات در اینترنت
انشا درباره اردو

ژیگول - برترین مجله تفریحی ایرانی

انشا درباره اردو

انشا,انشا اردو,انشا درباره اردو تابستان,انشا درباره اردو مدرسه,انشا اردو زیبا,ژیگول,

«انشا درباره اردو»  صبح روز جمعه ما ابتدا مثل بچه ی آدم سوار اتوبوس شديم ، سپس ماشين به وسيله ی يک عدد راننده به حرکت در آمد و ما پس از پنجاه و نه دقيقه و اندی بدانجا رسيديم . وقتی ما در ماشين بوديم يک صدا های آهنگين و موزيکالی به گوش می رسيد که ابتدا سنتی بود ولی ناگهان مدرن…

صفحه نخست
تماس با مدیریت
انجمن صالحین
ساخت کد QR
رنگ های فلت
سفارش ترجمه
تمام ابزار ها
نام کاربری :
پسورد :
تکرار پسورد :
ایمیل :
نام مستعار :
کد امنیتی : کد امنیتیبارگزاری مجدد

انشا درباره اردو

دیدگاه

«انشا درباره اردو»

 صبح روز جمعه ما ابتدا مثل بچه ی آدم سوار اتوبوس شديم ، سپس ماشين به وسيله ی يک عدد راننده به حرکت در آمد و ما پس از پنجاه و نه دقيقه و اندی بدانجا رسيديم . وقتی ما در ماشين بوديم يک صدا های آهنگين و موزيکالی به گوش می رسيد که ابتدا سنتی بود ولی ناگهان مدرن شد . 

ما به يک روستا رسيديم و پياده شديم . جماعت اين روستا يک جور خاصی ما را نگاه می کردند ، گويا تا به حال لولو خرخره نديده بودند . پس از مدتی گل روی و عبور از فراز و نشيب هايی که مثل زندگی بود ( و زندگی از اين دست فراز نشيب ها زياد دارد و دعوا نمک زندگی است و ... ) توقف کرده و صبحانه خورديم سپس محل اردو را عوض کرديم زيرا گفته شد که آنجا خرس دارد و ممکن است خرس های بيچاره بترسند .سپس در باغ مردم آوار گشتيم و آنجا خيلی زيبا بود . ما پس از کمی تفريحات سالم مانند بدمينتون و واليبال نهار خورديم که سس به همراه ساندويچ بود . بعد از نهار از همان تفريحات به صورت سالم تری نظير فوتبال و وسطی انجام داديم در اين اردو با يک عدد طنابِ دار طناب کشی هايی هم انجام شد و ولو شدگی هايی هم صورت گرفت و همچنين دسته ای از دانشجويان دست به انجام حرکاتی زدند که به نظر بسيار موزون می آمد و دستمال کردانه و آهنگ ترکانه در آن دخالت داشت . پس از نخوردن هندوانه به دلايل کاملا موجه و روم به ديوارانه ، پای در راه بازگشت نهاديم و خسته از راه دراز به خانه رسيديم اين بود يک روز به ياد ماندنی که در آن به ما خيلی خوش گذشت .

ما در اين اردو به حفظ و سيانت از آرمان های انقلاب و گسترش شعائر اسلامی پرداختيم . ما در اين اردو چيز های زيادی آموختيم . ما در اين اردو ياد گرفتيم که :

۱) آدم وقتی می خواهد به اردو برود بايد با ماشين عزيز آقا برود .

۲) آدم نه کبوتر است و نه باز بلکه کبوتر با باز است و هر آينه اين است فلسفه ی اردوی مختلط .

۳) آدم وقتی اردو می رود گلاب به روم نبايد هيچ احتياجی به دستشويی پيدا بنمايد .

۴) آدم  وقتی به اردو می رود حنجره طلا و خوش صدا می شود 

۵) آدم وقتی به اردو می رود بايد از ليوان يک بار مصرف چندين باره و چندين نفره استفاده نمايد .

۶) آدم وقتی به اردو می رود  اين چيز های مهم و حياتی را بايد با خود ببرد : يک ساک پر از سی دی و کاست ،‌يک عدد قليان دهنی ، انواع بازی و گيم توپ و راکت به ميزان کافی .

۷) آدم وقتی کردی می رقصد بايد شانه هايش را تکان بدهد

 ۸) آدم وقتی به اردو می رود زود خودمانی می شود و يخش آب می شود و زبان باز می کند ( اردو دارويی مفيد برای لالی )

۹) آدم وقتی بلد نيست واليبال بازی کند نبايد واليبال بازی کند و بادمجان زير چشمش بکارد .

۱۰) آدم وقتی به اردو می رود نبايد پر رو و بی چشم و رو شود ( نيم رو بهتر است )

۱۱) آدم در اردو وقتی می خواهد بنشيند بايد اول زيرش را نگاه کند که انجا آدامس نيفتاده باشد .

۱۲) آدم وقتی به اردو می رود نبايد اشتباهاْ جواتی لباس بپوشد بلکه بايد بهترين لباس های محلی اش را بپوشد  و قبلاْ هم با هم قبيله ای هايش هماهنگ کند .

۱۳)  آدم در اردو بايد صاف برود توی باغ مردم .

۱۴) برای اينکه نحسی ۱۳ از بين برود ؛ آدم بايد آدم باشد .

پيوست : تشکرات بسی فراوانِ دختران دارو :

۱) از همه ی کسانی که برنامه ی اردو را جور کردند ممنونيم .

۲)  از همه ی کسانی که تنقلات و هندوانه خريده بودند ممنونيم .

۳) از همه ی کسانی که کلمن و اغذيه و تغذيه ی ما را حمالی نمودند متشکريم .

۴) از همه ی کسانی که زحمت رويت نشده کشيدند تشکر مينماييم .واقعاْ ! 

۵) از تمام عوامل پشت صحنه ، روی صحنه ، بالای صحنه ، پايين صحنه ، وسط صحنه ،  اين ور صحنه ، اون ور صحنه و هميشه در صحنه تشکر می نماييم .

۶) از همه کسانی که اراجيف بنده را تحمل کردند و می کنند و خواهند کرد جداْ واقعاْ و شديداْ متشکريم 

www.xigool.ir


مطالب مرتبط با پست جاری

نظرات

ارسال نظر با قابلیت نمایش فقط برای نویسنده
:):(;):D;)):X:?:P:*=((:O@};-:B/:):S
کد امنیتی