close
تبلیغات در اینترنت
انشا اردو

ژیگول - برترین مجله تفریحی ایرانی

انشا اردو

انشا,انشا اردو,انشا درباره اردو تابستان,انشا درباره اردو مدرسه,انشا اردو زیبا,ژیگول,

ما به يک روستا رسيديم و پياده شديم . جماعت اين روستا يک جور خاصی ما را نگاه می کردند ، گويا تا به حال لولو خرخره نديده بودند . پس از مدتی گل روی…

صفحه نخست
تماس با مدیریت
انجمن صالحین
ساخت کد QR
رنگ های فلت
سفارش ترجمه
تمام ابزار ها
نام کاربری :
پسورد :
تکرار پسورد :
ایمیل :
نام مستعار :
کد امنیتی : کد امنیتیبارگزاری مجدد

انشا اردو

بخش بایگانی
جمعه 01 ارديبهشت 1396
انشا درباره اردو

انشا درباره اردو

«انشا درباره اردو»

 صبح روز جمعه ما ابتدا مثل بچه ی آدم سوار اتوبوس شديم ، سپس ماشين به وسيله ی يک عدد راننده به حرکت در آمد و ما پس از پنجاه و نه دقيقه و اندی بدانجا رسيديم . وقتی ما در ماشين بوديم يک صدا های آهنگين و موزيکالی به گوش می رسيد که ابتدا سنتی بود ولی ناگهان مدرن شد . 

498 مشاهده
دیدگاه
ادامه مطلب